و عشق تنها دلیل نفسهایی است، که برای ماندن، تو را بهانه دارد. بیا با معنای عشق، دشتِ سپیدی را بنگاریمو سبزهها را به گلهای وحشی بیارایم،تا برای نسلها به یادگار بماند، این دوست داشتن بیادماندنی، خاطرهای از کوچه پس کوچه های یادتکه به عطر و بوی یار، معطر است. نگاهت را از رویاهایم دور نکن،جان میدهم به پای چشمهایی که مرا در خود غرق کند، از آسمانی بودنش...و همین عشق مرا درون طوفانی میکشاند،که سرانجام دریایی از آرامشآغوشش را برایم گشوده است.
مه.ناز
برچسب:
نویسنده: یوسف جلالی
دوست داشتن را مشق میکنم و هر روز عاشقانهتر از دیروز، به ندای قلبم لبخند میزنم. عشق ناگزیر از تن واژههایم بالا میرود، جوانه میزند و سبز میماند. شبنم روی گلبرگهای سرخ، همان اشکی بود که چشمانم جا گذاشت، در آغوش خاطرههایی که دلبرانه هر شب در کوچههای ذهنم میرقصند و یادت را زنده نگه میدارند... #مه_ناز
برچسب:
نویسنده: یوسف جلالی